اسماعیل محمد صلاحی گرافیست و طراح وب
يكشنبه 27 آبان 1397.
الأحد 10 ربيع أول 1440.
-
Nov 18 2018.
-
  صلح حسنی و قیام حسینی

چرا امام حسن (ع) صلح کردند ولی امام حسین (ع) قیام نمودند ؟

 چرا امام حسن (ع) صلح کردند ولی امام حسین (ع) قیام نمودند ؟

برخی در مقام اشکال به این مسئله دامان میزنند که چرا امام حسن علیه السلام مثل امام حسین علیه السلام قیام نکرد و با معاویه صلح نمود که این مسئله باید بررسی شود.

١- تفاوت شرایط دو اماماولین تفاوت این است که امام حسن علیه السلام در مسند خلافت بود و امام حسین علیه السلام در جایگاه معترض.معاویه بعنوان یک طاغی و معترض در زمان امیرالمؤمنین علیه السلام قیام کرد ، بعنوان اینکه من خلافت علی را قبول ندارم و به این دلیل که علی کشندگان عثمان خلیفه مسلمین را پناه داده است پس علی خلیفه برحق نیست.امام حسن علیه السلام بر مسند خلافت قرار میگیرد و معاویه هم روز به روز نیرومندتر میشود معاویه حرکت میکند برای فتح عراق. در اینجا وضع امام حسن علیه السلام یک وضع خاصی است ، یعنی خلیفه مسلمین است که یک نیروی طاغی و یاغی علیه او قیام کرده و کشته شدن امام در این وضع یعنی یعنی کشته شدن خلیفه مسلمین و شکست مرکز خلافت.<< امام حسین علیه السلام وضعش وضع یک معترض بود در مقابل حکومت موجود ؛ اگر کشته می شد - که کشته هم شد - کشته شدنش افتخار آمیز بود ، همین طور افتخار آمیز هم شد.>>(١) اعتراض کرد به وضع موجود و به حکومت موجود و به شیوع فساد و به این که اینها صلاحیت ندارند و در طول بیست سال ثابت کردند که چه مردمی هستند ، و روی حرف خودش هم آنقدر پافشاری کرد تا کشته شد. این بود که قیامش یک قیام افتخار آمیز و مردانه تلقی می شد و تلقی هم شد.امام حسن علیه السلام وضعش از این نظر درست معکوس وضع امام حسین علیه السلام است ، یعنی کسی است که در مسند خلافت جای گرفته است ، دیگری معترض به اوست ، و اگر کشته می شد خلیفه مسلمین در مسند خلافت کشته شده بود و این خودش مسئله ای است که حتی امام حسیین علیه السلام هم از مثل این جور قضیه احتراز داشت که کسی در جای پیغمبر و در مسند خلافت پیغبر کشته شود.

<< یعنی این صلح به قدری مهم بود که امام حسین علیه السلام بر سر مزار برادرش ، آن را به عنوان یک فضیلت و عمل فوق العاده برای برادر خویش یادآوری می کند.>>(٢)

 

٢- فریبکاریهای معاویهمعاویه در دوران زمامداری خود ، با نقشه ها و سیاستهای عوام فریبانه خود ، همواره سعی میکرد به حکومت خود رنگ شرعی  و اسلامی بدهد. او از این که افکار عمومی ، انحراف وی را از خط سیر صحیح سیاست اسلامی بفهمد ، جلوگیری میکرد. << گرچه معاویه عملا اسلام را تحریف نموده و حکومت اشرافی اموی را جایگزین خلافت ساده و بی پیرایه اسلامی ساخته ، و جامعه اسلامی را به یک جامعه غیر اسلامی تبدیل کرده بود ، ولی با وجود اینها ظواهر اسلام را نسبتا حفظ می کرد ، مقررات اسلامی را ظاهرا اجرا می نمود ، پرده ها را نمی درید و در دربارش پاره ای از مقررات اسلامی مراعات می شد و نمی گزاشت رنگ اسلامی ظاهری جامعه عوض شود.>>(۴)

 وی در حل و فصل امور و مقابله با مشکلات ، سیاست فوق العاده ماهرانه ای داشت و مشکلات را به شیوه های مخصوصی حل می کرد که فرزندش یزید فاقد مهارت در بکارگیری آنها بود ، و همین دو موضوع ، پیروزی قیام و تاثیر مثبت شهادت در زمان حکومت معاویه را مورد تهدید قرار میداد.

<< شهادت در چنین شرائطی به پیشبرد مقاصد نهضت کمک نمی کرد ، بلکه افکار عمومی درباره آن دستخوش اشتباه می گردید و حقیقت لوث می شد.>>(٥)

 

٣- حفظ اسلام معاویه تصمیم داشت امام حسن علیه السلام را بکشد و زحماتی برای این کار کشید ولی میخواست متهم بقتل نگردد و در انظار مردم و تاریخ مسئول نباشد.

<< او برای اجرای نقشه خود عده ای از اطرافیان امام مجتبی را تحریک کرد که آن حضرت را وادار بجنگ کنند و او را مغرور نموده ، در میان جنگ خون آن حضرت را بریزند لحظه ای که حضرت مجتبی از این نقشه آگاه شد صلح نمود ، تا نقشه آنان را نقش برآب کند.>>(۶) در حالیکه امام حسین علیه السلام یارانی داشت که کاملا با اطرافیان امام حسن علیه السلام تفاوت داشتند.

 

۴- تفاوت یاران تفاوت اساسی میان یاران این دو امام وجود دارد ؛ <<سپاه امام حسن علیه السلام با شنیدن یک شایعه ، بهم ریختند و جمعی ، سراپرده امام حسن علیه السلام را غارت کردند و حتی فرش زیر پای امام را ربودند.>>(٧) در حالیکه یاران امام حسین علیه السلام اینگونه نبودند. مسلم ابن عوسجه در شب عاشورا وقتی امام حسین علیه السلام راجع شهادت سخن گفت و بیعت خویش را از یارانش برداشت ، گفت:

<< خدا هرگز مرا پس از شما زنده نگزارد . به خدا سوگند ، دست از تو بر نمیدارم تا نیزه ام را در سینه این نابکاران خرد کرد کنم و با سنگ و شمشیر از شما دفاع خواهم کرد و از شما جدا نخواهم شد تا جان دهم.>>(٨)

نتیجه ای که از بررسی این مطالب میگیریم این می باشد که شرایط امام حسن علیه السلام با امام حسین علیه السلام کاملا متفاوت بود و صلح با معاویه در آن شرایط حساس کاملا به صلاح جامعه اسلامی بود و امام خود این مسئله را بهتر از هر کس دیگری درک میکرد و حتی امام حسین علیه السلام نیز تا زمانیکه برادرش زنده بود به خاطر قرارداد صلحی که برادرش امضا کرده بود دست به قیام نمیزند تا کسی به این مسئله دامان نزند که اگر صلح عاقلانه بود پس چرا امام حسین علیه السلام به آن پایبند نماند و اگر امام حسین علیه السلام به جای امام حسن و در موقعیت ایشان بود قطعا همان کاری را میکرد که امام حسن علیه السلام کرد.

منابع :

١ - سیره ائمه اطهار علیهم السلام ، صفحه ٧۶ ، نوشته شهید مطهری ، چاپ چهل و نهم ، سال ١٣٩١ ، تهران انتشارات صدرا

٢- روضه های ایت الله احمدی میانجی ، صفحه ۴٩ ، گرداورنده غلامحسن بخشی ، چاپ اول ، سال ١٣٩٣ ، قم ناشر رشید

٣- سیره ائمه اطهار علیهم السلام ، صفحه ٧٨ ، نوشته شهید مطهری ، چاپ چهل و نهم ، سال ١٣٩١ ، تهران انتشارات صدرا

۴- سیره پیشوایان ، صفحه ١٢۶ ، نوشته مهدی پیشوایی ، چاپ بیست و دوم ، سال ١٣٨٩ ، قم مؤسسه امام صادق علیه السلام

٥- همان

۶- نقش صلح امام حسن علیه السلام در سرنوشت انقلاب ، صفحه ١٨۶ ، نوشته محمد مقیمی ، چاپ افست مروی ، تهران انتشارات سعدی

٧- سیره پیشوایان ، صفحه ١٣٢، نوشته مهدی پیشوایی ، چاپ بیست و دوم ، سال ١٣٨٩ ، قم مؤسسه امام صادق علیه السلام

٨- در مسیر عاشورا ، صفحه ١٣١ ، نوشته سید حسین مؤمنی ، چاپ اول ، سال ١٣٩٣ ، تهران انتشارات دفتر قلم

نویسنده و محقق : حجت نصیرزاده