اسماعیل محمد صلاحی گرافیست و طراح وب
چهارشنبه 21 آذر 1397.
الأربعاء 4 ربيع ثاني 1440.
-
Dec 12 2018.
-
  گزارش/

گره گشایی از انتخابات خبرگان با خاندان قریشی

تحلیل پیش رو حاوی یک هشدار ، در بردارنده یک تذکر و برخوردار از یک پیشنهاد سازنده و دلسوزانه است که می‌تواند میزان مشارکت و شور انتخابات مجلس خبرگان رهبری در آذربایجان غربی را نزد مردم دو چندان کند.

تیتر اول ، محمد آقایی پر- قبل از ظهر یکی از همان روزهای خوب خدا از دفتر امام جمعه ارومیه با تعدادی از خبرنگاران تماس گرفته شد که ساعت فلان در بیت او حضور داشته باشید، حاج آقا حسنی می‌خواهند درباره سرنوشت کاندیداتوریشان برای مجلس خبرگان حرف بزنند.

حضور در بیت مجاهد نستوه آذربایجان برای هر خبرنگار و عکاسی یک فرصت ، با ارزش‌های خبری فراوان به شمار می‌آید، بنابراین قبل از موعد مقرر در یکی از اتاق‌های بیت نماینده وقت ولی فقیه در آذربایجان غربی حاضر شدم ، به هر حال شاید حدود 10 خبرنگار و فعال رسانه‌ای دیگر در منزل آقای حسنی حضور داشتیم.

آقای حسنی با همان چهره جدی و اینبار کمی در هم کشیده‌تر وارد اتاق شد و دم در نشست ، نگاهی به افراد حاضر در جلسه انداخت، با لحنی پدرانه از میوه‌های روی میز تعارف کرده و سپس سخنرانی‌اش را آغاز کرد.

برای همچو حقیری که به واسطه نزدیکانم که از مریدان و مجاوران همیشگی مجاهد نستوه آذربایجان هستند پیش‌بینی محتوای سخنان آنروز آقای حسنی چندان سخت نبود.

می دانستم که قرار است از نحوه برخورد شورای نگهبان با کاندیداتوری او برای مجلس خبرگان گلایه کنند.

اتفاقا خبر داشتم که گروهی از تهران برای دلجویی از ابرمرد معاصر آذربایجان به خاطر رد نشدن از گذرگاه شورای نگهبان در راه عزیمت به ارومیه هستند.

گروهی متشکل از اعضای شورای سیاستگذاری ائمه جمعه و برخی اعضای شورای نگهبان قانون اساسی.

طبیعتاً برای کسی که سه دهه نماینده امام خمینی(ره) و آیت الله خامنه ای(مدظله العالی) در استانی مثل آذربایجان غربی بوده زبان به گلایه گشودن از دست کسانی که آنها نیز خود منصوب رهبری هستند کار سختی بود و هر گونه زاویه پیدا کردن با تصمیمات شورای نگهبان می‌توانست بسیار گران برای چنین شخصیتی و حتی این منطقه تمام شود.

اما شیخ غلامرضا حسنی مردی نبود که صراحت بیانش در الفاظ خشک و پیچیده دیپلماتیک یا مصلحت سنجی گم شود، بنابراین مثل همیشه و با تن صدای مخصوص به خود ، زبان به گلایه گشود و اتفاقاً مستند اجازه نامه اجتهاد و فقاهتش که شورای نگهبان بدان تردید کرده بود را به اصل سند و دستخط حضرت امام خمینی(ره) بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی معطوف کرد که بسیار پیش از به مرحله اجتهاد رسیدن برخی اعضای آن زمان شورای نگهبان از روح الله ملت ایران گرفته بود.

آقای حسنی زیاد صحبت نکرد ، خبرنگاران نیز سوال خاصی نداشتند چون یک تصمیم اتخاذ و ابلاغ شده بود و مجاهد نستوه آذربایجان بنای ناسازگاری نداشت و صرفاً برای اطلاع دادن آنچه که می‌دانست می‌تواند به یک بدعت در آذربایجان غربی بدل شود را تکلیف خود احساس کرده بود.

برای همچو حقیری که برچسب "حسنی چی" بودن همیشه یک افتخار است ، گذشتن از آنچه که افکار عمومی این استان چند سالی است بدان به عنوان یک اتفاق در مسیر تضییع حقوق شهروندی می‌نگرند سخت بوده و هست و در این سالها به هر بهانه‌ای در صدد طرح مصلحت‌مدارانه آن بوده‌ام بنابراین از آقای حسنی با همان مشخصات و ویژگی‌های سوال خبرنگاران سمج ، سوال جهت‌داری پرسیدم به این امید که حرف چالشی و معنی دار مورد انتظارم را بزند و تیتر و لید محشری از آن دربیاورم!

پرسیدم: حاج آقا وقتی الان شورای نگهبان ، حکم امام خمینی(ره) به شما که قبل از انقلاب اجتهادتان را تایید فرموده‌اند به رسمیت نمی‌شناسد نشانه چیست و شما به عنوان نماینده ولی فقیه به این موضوع چطور نگاه می‌کنید؟

آقای حسنی نگاهی از بالا به پایین به من کرد و با یک جمله‌ای که حاوی پیام روشنی برایم بود فهماند که از این فاز بیرون بیایم و پی‌اش را نگیرم.

اندکی نگذشت که آیت الله مدرسی ، عضو آن زمان شورای نگهبان که از قضا به عنوان کاندیدای مجلس خبرگان رهبری از آذربایجان غربی هم پذیرفته شده بود به همراه به گمانم حجت الاسلام تقوی یا گروهی دیگر از تهران نشینان وارد اتاق شدند و عذر خبرنگاران خواسته شد تا بیرون بروند...

به هر حال آن زمان، فرصت سه نماینده دار شدن آذربایجان غربی در مجلس خبرگان رهبری با قلم کشیدن روی نام مجاهد نستوه آذربایجان از بین رفت و اتفاقاً ترتیباتی پیش آمد که یکی از روحانیون جوان اهل کاشان در یک رقابت نه چندان دلچسب برای افکار عمومی منطقه ، نماینده مردم این استان در مجلس خبرگان رهبری شد که در کنار او آقایان آیات سیدعلی اکبر قره باغی و سیدعلی اکبر قریشی نیز همین مسئولیت را به سبک و سیاقی کاملاً متفاوت بر عهده داشتند.

متفاوت از این جهت که این دو بزرگوار در شهر ارومیه ساکن بوده و هر روز منشاء اقدامات خیری برای مردم این استان بودند.

چندی بعد با رحلت آیت الله قره باغی ، میزان بهره‌مندی مردم از نمایندگان بومی شان در مجلس خبرگان رهبری به حداقل رسید و در استفاده از محضر آیت الله قریشی(مفسر نام آور قرآن کریم) که مسجد اعظم محور فعالیت‌های اوست محدود گشت و برگزاری انتخابات میاندوره‌ای خبرگان در استان که همزمان با انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری بود در حالی که از میان یک نفر باید همان یک نفر (که از قضا او هم غیربومی بود) برگزیده می‌شد گرهی از مشکل افکار عمومی باز نکرد...

هر چند حجت الاسلام عسگر دیرباز به مراتب حضوری پررنگ تر از حجت الاسلام نمازی در رویدادهای آذربایجان غربی دارند ولی ، تراز انتظار مردم این منطقه ، عملکرد آیات قره باغی و قریشی است که هر کدام قطب تاثیرگذار سیاسی و اجتماعی در هر رویدادی در این استان به شمار می‌آمده‌اند.

حال انتخاباتی دیگر در راه است ، بر خلاف بسیاری از تحلیلگران که مجلس شورا را پر اهمیت می‌پندارند ، نگارنده بر اهمیت انتخابات مجلس خبرگان بدلیل کارکرد و رسالتی که در تعیین سرنوشت کشور دارد توقف کرده و قصد دارد از همین ابتدای کار متولیان را بدان توجه دهد تا تذکر چند سال پیش حجت الاسلام حسنی که اکنون نتیجه آن در متن و بطن جامعه هویداست مجدداً تکرار نشود و بزرگان و تاثیرگذاران استان با حضور و اعلام حمایتشان کاری نکنند که باور مردم به نقش نمایندگانشان در خبرگان رهبری کم رنگ شود که این مهم در نهایت به اصل انقلاب در منطقه آسیب می‌زند.

نگارنده هیچ خبر موثقی ندارد که تایید کند چه کسانی در عرصه کاندیداتوری مجلس خبرگان رهبری از آذربایجان غربی حضور خواهند داشت اما شمّ خبرنگاریش و تجربه چند دهه‌ای ایش در این عرصه ، مرا به این باور رسانده تا سفر گاه و بی گاه برخی چهره‌های غیر بومی به گوشه و کنار استان با هر بهانه موجه و ناموجهی را بدون تحلیل و ارزیابی به بایگانی نسپارم ، بنابراین آنچه در این تحلیل می‌آید حاصل رصد تحرکات افراد و پیش‌بینی آنچه شواهد و قرائن بر وقوع آن گواهی می‌دهند است.

شاید بر شمردن دلایل یا نام بردن از بزرگانی که در دو دوره قبل انتخابات مجلس خبرگان رهبری از آذربایجان غربی کاندیدا شدند و نتوانستند از شورای محترم نگهبان اجازه حضور در این عرصه را بیابند در این مقطع مشکلی را حل نکند اما به گواه آخرین دوره و نمایندگانی که از آذربایجان غربی در این مجلس حضور دارند می‌شود قسم خورد که اجازه یافتن برخی چهره‌های بومی برای رقابت و برگزیده شدن در این دو دوره می‌توانست از عملکرد کنونی دو نماینده موجود غیر بومی ما در این مجلس کارنامه‌ای پر بارتر را پیش روی مردم قرار دهد.

گرچه نگارنده متوجه این موضوع هست که نماینده خبرگان رهبری بر اساس قانون وظایف مرتبط به انتخاب و نظارت بر عملکرد رهبری را بر عهده دارد اما همگان می‌دانند که در این استان ، نمایندگان خبرگان رهبری همیشه کلید حل مشکلات بوده‌اند نه فقط افرادی برای حضور در جلسه و اعلام یک رای.

آنچه اینک می‌توان برای انتخابات مجلس پیشنهاد یا تدبیر کرد آن است که شرایطی فراهم آورده شود تا سه نماینده کاملا بومی منطقه رهسپار مجلس خبرگان شوند.

این سه نماینده می‌تواند شامل ترکیبی از دو روحانی معزز و محبوب استان آقایان سیدعلی اکبر و سیدمهدی قریشی و یکی از علمای بزرگ شهر ارومیه یا یکی از ائمه جمعه شهرستان‌های بزرگ استان باشد که در این صورت می‌توان به بازگشت انتظارات افکار عمومی از نمایندگان مجلس خبرگان به جایگاه مردمی سابق امیدوار بود.

پس از تحریر:

1 - میزان تلخی عدم احراز صلاحیت حجت الاسلام والمسلمین غلامرضا حسنی به عنوان نماینده پیشکسوت ولی فقیه در آذربایجان غربی برای عضویت در مجلس خبرگان به همان اندازه است که اگر صلاحیت حجت الاسلام والمسلمین سیدمهدی قریشی به هر دلیلی احراز نشود چون از منظر افکار عمومی وقتی هر دوی این بزرگان مورد تایید ولی فقیه هستند باید مورد تایید منصوبان ولی فقیه نیز باشند.

2 – تجربه و شناخت موجود از عملکرد دو عضو غیر بومی کنونی مجلس خبرگان رهبری از آذربایجان غربی نشان می‌دهد ، اثرگذاری و گره گشایی حضور برخی ائمه جمعه و چهره‌های روحانی مطرح استان به جای این بزرگواران می‌توانست رضایت خاطر بیشتری در جامعه ایجاد کرده و پیوند بین ولایت و مردم را مستحکم تر کند.

3 – تحرکات گاه و بیگاه افراد تحت عناوین موجه با هدفگذاری بدست آوردن کرسی مجلس خبرگان از آذربایجان غربی نباید مورد بی توجهی دستگاه‌های ناظر بر انتخابات قرار داشته باشد و می‌بایست تا کنون تذکرات لازم داده می‌شد.